تبليغاتX
Reference Pilot
+ نوشته شده در  Thu 12 Jan 2012ساعت 8:42 AM  توسط aliakbar Ebrahimi  | 

دیکته ای به حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی
و مقامهای مسوول سازمان ملل.
موضوع دیکته: کشورهای غربی باید به اکبر غرامت بدهند.
هدف دیکته در کوتاه مدت: هشدار به ملتهای غربی در مورد احتمال تیره روزی, ویرانی و نابودی کشورهای غربی بخاطر خط مشی خصمانه و موذیانه حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی در قبال اکبر و جهان آرمانی مورد نظر وی.
تصحیح کنندگان دیکته و نمره دهندگان: آیندگان و از جمله فرزندان حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی.
متن سند:
خدای اکبر آب داد. خدای اکبر نان داد. حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی شکر نگفتند. حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی کفر گفتند.
من روزهایی را به یاد دارم که شرایط مساعدی در ایران نداشتم و حس می کردم دیدارها, مصاحبه ها و آشنایی های من با ایران و ایرانیان باید در شرایط و سطوح بهتری انجام شو د. در آن روزها با این امید و هدف که بتوانم به وضعیت مطالعات, پژوهشها و فعالیتهای علمی, فرهنگی و هنری ام سر و سامانی داده و با پیشرفتها, موفقیتها و دستاوردهای علمی, فرهنگی و هنری به ایران بازگردم, ایران را ترک کردم و به یکی از نمایندگی های نهاد یو. ان. ایچ. سی. آر مراجعه نمودم و درخواست مهاجرت و پناهندگی ارایه دادم.
اما علی رغم آنکه جواب قبولی و یا ردی به هر پناهنده ای داده می شد, من از همین حداقل حقم نیز محروم ماندم و برنامه های ابتدایی من که مربوط به زندگی و رفاه خودم بود مختل شد و من بدلیل "معلق نگه داشته شدن در پروسه پناهندگی" نتوانستم ارزیابی دقیقی از امکانات, ظرفیتها, فرصتها و گزینه های پیش رویم داشته باشم و برای زندگی و وقت خودم برنامه ریزی کرده و اهداف مقدماتی, پیشرفته و عالی خویش را پی گیری کنم.
شما حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی به محض رویا رو شدن با من با دستپاچگی و زیرکی از عنوان "شورا" در مورد مرجعیت انحصاری خویش استفاده کردید. من فقط یک "آره" یا "نه" ساده خواسته بودم به آنچه که شما خودتان ادعا و اعلام کرده بودید متولی و مرجع آن هستید. یعنی حمایت از حقوق بشر و اعطای حق پناهندگی. شما با سنگر گرفتن در پشت چنین ادعاها و شعارهای خوبی, هم اهداف شرورانه خود را پیش می بردید و هم پز می دادید که خیر و خوبی محتاج آن است که شما نجاتش دهید و خودش را بعنوان یک سپر و فدایی به شما معرفی کرده است و شما دارید از خیر و خوبی حمایت می کنید! من فقط یک جواب قبولی و یا ردی خواسته بودم. اما شما خودتان را جای خدا گذاشته بودید و حس می کردید که صاحب عمر, جوانی و وقت من هستید و حق دارید که مرا موش آزمایشگاهی و یا هر آنچیزی که دلتان می خواست فرض کنید.
شما نسبت به یکه تازی ها و جسارتی که در عرصه جهانی بکار برده اید, باید تعهد و مسوولیت پذیری کافی نیز می داشتید که نداشتید.
تا قبل ازپایان سال 2011 انتقادات من فقط متوجه خود شما حکام و مقامهای مسوول بود و در کتیبه 2010 این کار با هنرمندی تمام انجام شد. اما پس از ادامه یافتن سکوت شیطانی و عدم مسوولیت پذیری شما تا پاییز 2010 و تا پایان سال 2010 بجای پاسخگویی در مقابل کتیبه 2010 و سوال اکبر, کل تمدن غرب و خود کشورهای تشکیل دهنده مجموعه ای که تمدن غرب نام دارند در نظر من مسوول شناخته شدند. و این موضوع خیانت صریح شما به کشورها و ملتهای خودتان بود و در تاریخ ثبت شد.
بحرانهای اقتصادی کشورهای شما طی سالهای گذشته, پس از آن شروع شد که شما بوسیله یو. ان. ایچ. سی. آر مرا به بازی گرفته بودید و تنگناها و دشواری هایی بر من که علاقه ای به آن بازی نداشتم تحمیل شده بود. کتیبه 2010 را نیز به همراه رسانه های برجسته و بزرگ غرب از ملتهای غربی مخفی نگه داشتید تا مبادا مجبور به پاسخگویی و پرداخت غرامت به من شوید. اما اراده خدا بر آن بود که توسط جنبشهای اعتراضی مردم کشورهایتان تحت فشار قرار بگیرد.
امروز دیگر همه مطالبات من از کشورهای شما فقط به یک جواب قبولی و یا ردی از طرف یو. ان. ایچ. سی. آر به درخواست پناهندگی و مهاجرتم محدود نمی شود. تمدن غرب باید به من غرامت بدهد. من بینهایت را از کشورهای غربی می خواهم. و اگر کشورهای غربی تا قبل از پایان سال 2011 به من غرامت ندهند باید ابتدا به سیه روزی دچار گشته و سپس ویران و نابود شوند.
چنانچه کشورهای غربی تا قبل از پایان سال 2011 همه آنچه را که از من گرفته اند (بینهایت) را به من ندهند, بدون آنکه لازم باشد من دستوری صادر کنم و بدون نیاز به هر گونه اظهار نظر, اتمام حجت, بیانیه, حمله و .... ای از جانب من, کشورهای غربی باید بطور خودبخود و اتوماتیک ویران و نابود شوند.
چه قبل از پایان سال 2011 و چه بعد از آن مقطع زمانی, به نسبتی که من برای موفقیتهای روزافزون و رسیدن به همه اهدافم مورد حمایت کشورهای غربی واقع شوم و آن حمایتها نیز ایثارگرانه و تحت عنوان پرداخت غرامت باشد و نتایج مثبت کافی هم به همراه داشته باشد و خسارتهای مادی و معنوی مرا جبران کند, بطور اتوماتیک به همان میزان نیز لزوم و ضرورت ویرانی و نابودی کشورهای غربی در جهان اکبر (در جهان آرمانی مورد نظر من) از بین می رود.
تلاش و پویایی کشورها و ملتهای غربی و حکام و مقامهای مسوول آن کشورها برای پرداخت غرامت به من که از سالها پیش _با لوث کردن خودشان برای اکبر و سر به سر اکبر گذاشتن_ آغاز شده, در نظر من ارزشمند و قابل تقدیر است. و من چونکه کشورهای غربی را دوست دارم, به عشق همین تکاپوهای مشتاقانه, لوث, خطر طلب و پرهیجان آنهاست که زندگی را بجای مرگ برگزیده ام!
اما چنانچه کشورهای غربی تا قبل از پایان سال 2011 حق و حقوق و غرامت مرا به من ندهند من حق دارم دست به خودکشی بزنم تا تمدن غرب برای همیشه از شانس و فرصت غرامت دادن به من محروم بماند.
آنقدر به من خوش گذشته است! و آنقدر دارد به من خوش می گذرد! و زندگی در جهانی که کشورهای غربی نیز در آن وجود دارند آنقدر برای من جالب و هیجان انگیز است! که من همچنان مصمم هستم به عشق کشورها و ملتهای غربی زنده بمانم!
اما چنانچه کشورهای غربی تا قبل از پایان سال 2011 به من غرامت ندهند, پس از آن مقطع زمانی, هر روز, هر هفته, هر ماه, هر سال و هر دهه ممکن است من از حقم مبنی بر خودکشی استفاده کنم تا کشورهای غربی تا همیشه از شانس و فرصت غرامت دادن به من محروم بمانند.
بخشهای اصلی نبوغ, استعدادها, جوانی, انگیزه ها, فرصتها و توانایی های من از بین رفته است. شما حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی بعنوان نمایندگان کشورهای غربی اگر قصد دارید غرامتی به من بپردازید, من مطالباتم را _که شامل رویاهای جمعی من (آرمانهایم), نیازهای ابتدایی من و رویاهای شخصی من (آرزوهایم) می شود_ بطور خلاصه به شرح زیر مطرح می کنم تا بعدا نگویید که خودش نخواست و ما هم ندادیم. من حقم را می خواهم.
یک بخش مطالبات من مربوط به جهان است:
وقتی من در آن سالها تنها و بی سرپناه شده بودم سعی کردم بر مشاهده مخاطبم متمرکز شوم و مخاطب اکبر را تصور کنم. حقیقتی را کشف کردم که مرجع و مرکز یک جهان بهتر به نام جهان آرمانی بود و پس از آن در آثارم با وی مونولوگ می کردم و به تدریج با وی بیشتر آشنا می شدم و جهان آرمانی را هم بیشتر و بهتر می شناختم.
اما فقط و فقط به جرم آنکه اوج فهم شما از من, کیسی برای بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی بود, بهترین ثانیه ها, دقیقه ها, ساعتها, روزها, هفته ها, ماهها و سالهایم از جانب شما مورد حمله واقع شد. علی رغم آنکه من باید در چندین مقطع زمانی به اهدافی می رسیدم و نرسیدم, اما با جنایت شما در مورد وقت من, زمان متوقف نشد. و امروز ذهنم و پتانسیلها و ظرفیتهایم مشغول ماتم, عزا و رنج است بخاطر ناکامیها, عقب افتادنها, جاماندنها, شکستها, داغها و مصیبتهایی که طی سالهای اخیر متحمل بوده ام.
اما شما که انرژی, انگیزه, اشتها و همه دیگر عناصر لازم برای تاخت و تاز در جهان را دارید و این روزها حاکم بر جهان هستید, می توانید در جهت بهتر شدن جهان گام بردارید. آنچه من از شما می خواهم آن است که این کار را انجام دهید. من یک جهان خوب از شما می خواهم.
من از شما می خواهم که جهان فعلی امروز به سمت جهان آرمانی مورد نظرم (جهان اکبر) پیش رود. همان جهان آرمانی که من _علی رغم محدودیتها و گرفتاریهایم_ توانسته ام کمی از مبانی نظری آن را در "ورژن دوم پروپزال" و در دیگر آثارم بطور سطحی, کلی و مقدماتی تعریف و تبین کنم.
شما باید اوضاع امروز جهان را به استانداردهایی ارتقا دهید که در آن جهان بهتر مورد نظر, خدا /حقایق در کانون تمرکز انواع و اقسام پندارها, گفتارها و رفتارهای خوب و پسندیده خود آگاهانه همه کشورهای جهان باشد و مورد ستایش و پرستش قرار گیرد و اراده سیاسی خدا/حقایق در زمین اعمال شود. بطوریکه نه تنها هیچ جنگ, فریاد, شكایت, گلایه, كدورت و نارضایتی آشكار و پنهانی در هیچ کجای این کره خاکی وجود نداشته باشد, بلکه حتی احتمال آه بودن بازدم انسان برای جامعه به یك نگرانی تبدیل شده باشد و انسان به این موضوع (در کانون نگرانی های دلسوزانه قرار داشتن) بخندد.
یک بخش دیگر مطالبات من مربوط به ایران است:
اوج من ژوئن سال 2009 بود. جهان واقعی در آن روزها بیش از پیش به من فرصت نداد, گریبان مرا گرفت و مرا از فانتزی تئوریهای نیمه کاره و ناقص فروکشید. در آن روزها من باید با دستاوردهای عینی و محصولاتی که برآمده از اندیشه علمی من باشند به ایران باز می گشتم. با موفقیتهای فراوان. اما با دست خالی و بعنوان یک آواره و پناهنده بیچاره و دست از پا درازتر برگشته بودم.
اوج من ژوئن سال 2009 بود که از آن زمان به بعد به سراشیبی فرو افتاده ام و هنوز هم در سراشیبی هستم.
اگر من تا قبل از آن زمان حقیقت را بطور کامل کشف می کردم و محصولاتی علمی, فرهنگی, هنری که برآمده از اندیشه علمی اکبر باشند تولید می کردم, می توانستم بیانیه هایی منسجم و مطلقا صحیح و خوب در مورد انتخابات سال 2009 ایران نیز بنویسم و در رسانه های برجسته برای توده های مردم ایران بخوانم و.... خیلی کارها می توانستم برای ایران انجام دهم, _مثلا کاری کنم که همه فعالین جامعه سیاسی ایران معاصر بدون استثنا همکار هم شوند و اراده شان معطوف به نوکری برای ایران و مردم ایران باشد,_ اما اینطور نشد. چونکه من سالها معلق نگه داشته شده بودم و نتوانستم وقت و آسایشی برای تمرکز و اندیشیدن به حقیقت و جهان آرمانی بیابم.
من از شما می خواهم آنچه را که من می خواستم برای ایران انجام دهم و نشد, شما برای ایران انجام دهید.
ایران فعلی امروز باید به سمت ایران آرمانی مورد نظرم (ایران اکبر) پیش رود. ایران باید از نظر نظامی, امنیتی, اقتصادی, مالی, صنعتی, فرهنگی, علمی و .... بطور جدی از جانب کشورهای غربی حمایت و تقویت شود. یعنی ارتش و نیروهای مسلح ایران باید به پیشرفته ترین جنگ افزارها و تجهیزات نظامی مجهز شوند. زیر ساختهای صنعتی, اقتصادی و علمی ایران باید بطور همه جانبه, جدی و بدون هیچگونه شرط, دستمزد و یا چشمداشتی, از جانب تمدن غرب بازسازی شود.
من دستاوردهای علمی, فرهنگی, هنری, نظامی و امنیتی ام را در سال 2009 لازم داشتم تا با آن موفقیتها و دستاوردها از امواج سبز که مظلومانه در خیابانها و سیاهچالهای ایران بطور سیستماتیک و برنامه ریزی شده سرکوب و شکنجه می شدند حمایت کنم. اما چنان ارمغانهایی در کار نبود که به کار آید. و این فاجعه, جرم و جنایت خاموش تمدن غرب بود بر علیه من و امواج سبز ایران سال 2009. چونکه تمدن غرب با اخلال در کار من, مانع رسیدن من به اهدافم در مقاطع زمانی معین شده بود.
سبزهای ایران در مقابل استبداد ایستادند و صدمه دیدند و هزینه پرداختند تا حاکمیت مستبد در مقابل ایران و ایرانیان کمی رامتر و پاسخگوتر شد. اما ایرانیان نتوانستند به حد کافی از سبزهای ایران پشتیبانی و حمایت کنند و بخشهای اصلی و بنیادین حیثیت ایرانیان به همین دلیل زیر سوال رفت. ایرانیان به اعاده آن حیثیت نیاز دارند تا دیگر به قهرمان و صاحب نیازی نداشته باشند و امنیت و منافع, حق آنها باشد و نه ارثیه ای که در اثر ایثارگری و شهادت پویش و جنبش سبز برای مرده خورها به جای ماند.
تحت هیچ عنوان و شرایطی نباید به ایران حمله نظامی شود. چونکه ایران و ایرانیان متعلق به امواج سبز خیابانهای ایران سال 2009 هستند.
حرمت, کرامت, آسایش, امنیت و آبروی کشورها و ملتهای غربی باید خرج تامین کامل حقوق و منافع سبزهای ایران _و از آنجمله حق محفوظ ماندن تمامیت ارضی ایران و حق حاکمیت بر ایران_ شود.
نیروهای نظامی و امنیتی کشورهای غربی باید بطور موقت تحت اختیار و فرماندهی سبزهای ایران قرار گرفته و بی مزد و منت برای ایشان کار کنند. کاری که باید انجام دهند عبارت است از:
"کمک به نیروهای مسلح ایران برای رهایی از چنگ رژیم استبدادی حاکم بر ایران. خامنه ای, رفسنجانی و ایادی ایشان بازداشت شوند, بطور سیستماتیک و برنامه ریزی شده شکنجه و بازجویی شوند و پرونده های جرایمشان نیز کشف, تهیه, تدوین و تنظیم شود و سپس محاکمه و مجازات شوند. و رژیمشان هم سرنگون شود و نمایندگان و نخبگان امواج سبز ایران سال 2009 بر ایران و ایرانیان حکومت کنند."
تحت هیچ عنوان و شرایطی نباید به ایران حمله نظامی شود. چونکه ایران و ایرانیان متعلق به امواج سبز خیابانهای ایران سال 2009 هستند. و تغییرات در فضای سیاسی ایران نیز نباید با تحت فشار گذاشتن ایران و ملت ایران انجام شود. بلکه باید تهدیدها و فضای رعب و وحشت از ایران و مردم آن دور شود و ایران و ملت ایران باید بطور همه جانبه, عملی و سریع از جانب تمدن غرب مورد حمایت قرار بگیرند و تقویت شوند و فرصت تنفس, آرامش و آسایش بیابند. و خود از نظر امنیتی, مالی, روانی و فرهنگی به سطحی برسند که بتوانند اراده خویش را در مورد کشور خودشان اعمال کنند.
امنیت پویش و جنبش سبز ایران باید قبل از امنیت حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی تامین می شد. اما چونکه تا قبل از پایان سال 2010 اینگونه نشد, و در سال 2011 نیز شاهد چنین اتفاقی نبودیم, از پایان سال 2011 به بعد, امنیت امواج سبز ایران سال 2009 باید قبل از امنیت کشورها و ملتهای غربی تامین شود. چرا که در نظر من (در جهان اکبر) امنیت کشورها و ملتهای غربی از صدقه سری اعضای پویش و جنبش سبز ایران است.
یک بخش دیگر مطالبات من مربوط به شخص خودم است:
من می خواهم عشق و حال, تفریح و خوشگذرانی و عیش و نوش کنم. می خواهم زندگی کنم.
اما از آنجا که هنوز جواب روشن, رسمی و کتبی درخواست مهاجرت و پناهندگی ام از یو. ان. ایچ. سی. آر _که گرفتنش حداقل حق هر پناهنده ای است_ را نگرفته ام, نمی توانم برای زندگی خودم برنامه ریزی کنم. چونکه در ایران بدلیل دغدغه مسایل جمعی را داشتن و منتقد مسوولین قدرت بودن از خیلی چیزها عقب افتاده ام و با موانع, مشکلات و نا امنی های متنوعی در زمینه های گوناگون مواجه ام. نمی خواهم با مسوولیت خودم و بدون مسوولیت سازمان ملل در ایران باشم و خودم را بدون دلیل موجه عقل پسند در معرض خطر فرسایش بیهوده و دیگر خطر ها قرار دهم.
من اول باید جوابم را از سازمان ملل بگیرم و سپس برای روزها, هفته ها, ماهها و سالهای باقیمانده از عمرم برنامه ریزی کنم.
هر چند که من یک نابغه بودم و حتی در صورت برخورداری از همان حداقلهایی که همه از آن برخوردار می شدند نیز می توانستم معجزه کنم اما کشورهای غربی نباید از حسودی می ترکیدند و نباید از حسودی بترکند و باید به سازمان ملل که تحت نفوذ و سلطه ایشان است اجازه دهند وظیفه خویش را در مورد تهیه و ارایه یک پاسخ قبولی و یا ردی به درخواست مهاجرت و پناهندگی من انجام دهد.
و امروز پس از آنهمه سکوت موذیانه, مرموز و مشکوک سازمان ملل در مورد درخواست مهاجرت من آیا نباید پاسخ سازمان ملل به من در اینمورد یک جواب قبولی احترام آمیز با حمایتهای کافی باشد؟
ضمنا عشق و حال من زمانی برایم خوش و خرم و با صفا خواهد بود که خیالم از بابت ایران و جهان و همه ایرانیان و جهانیان راحت باشد و بدانم که این اطراف هیچ درد و غمی وجود ندارد. اما از آنجا که ایران و جهان فعلی امروز در اثر ناکارآزمودگی و یا خودکامگی حکام و مقامهای مسوول ایران و غرب از ایران و جهان آرمانی مورد نظر من (ایران و جهان اکبر) بسیار دور مانده است و حکام فعلی امروز, آنگونه که بایسته و شایسته است به آرمانهای اکبر متعهد و ملتزم نبوده اند و راه مورد نظر مرا طی نکرده و ادامه نداده اند و جای خالی خود من در عرصه های مدیریتی و حکومتی توسط هیچ آلترناتیو دیگری به شایستگی پر نشده است و اعتبار و تضمینی هم نیست که در آینده چنین اتفاقی رخ دهد, بنابراین من به قدرت متمرکز در گستره ایران و کشورهای غربی نیز نظر دارم و خواهان اعمال اراده سیاسی خودم هستم.
اما فقط در صورتی که خود مردم از من بخواهند من می توانم چنین مسوولیتی را بپذیرم.
تا آن روز که شاید در راه باشد و یا شاید هم نباشد من وظیفه خودم می دانم که زنده بمانم, به حال و روز و سر و وضع خودم برسم و خوش بگذرانم و با رنگ و بوی خوشی آشنا شوم تا شاید روزی بتوانم موجب توسعه خیر شوم.
وقت و انرژی من نباید بیش از پیش هرز و هدر برود. من تصمیم دارم ابتدا کمی پول بعنوان غرامت از کشورهای غربی و سازمان ملل بگیرم که تا همیشه برای پی گیری کامل همه اهدافی که در نظر دارم, از پول بی نیاز باشم. (حق دسترسی به خزانه ها و منابع مالی دولتی کشورهای غربی و برداشت نامحدود و بدون تعهد از آنها.)
و سپس می خواهم اراده ام مبنی بر پی گیری اهداف علمی, فرهنگی و هنری خودم را با سر و سامان دادن به وضعیت مطالعات و پژوهشهایم و تاسیس و توسعه "سازمان جهان اکبر" و شعبه های آن در همه کشورهای جهان, اعمال کنم.
یکی دیگر از حقوق من بر کشورهای غربی, حق نظارت و ریاست بر موسسات, مراکز و نهادهای علمی پژوهشی کشورهای غربی و کنترل آنهاست.
حمایتهای مادی و معنوی مورد نیاز من باید توسط کشورهای غربی و سازمان ملل و بعنوان غرامت انجام شود تا من مجبور نباشم که با دست خالی و با سرشکستگی به ایران روی آورم و دیدارها, مصاحبه ها و آشنایی های من با ایران و ایرانیان به ابتذال کشیده نشود. بعبارت دیگر مطالبات من از سازمان ملل و تمدن غرب حداکثری و در حد بینهایت است. اما به حداقل که جواب قبولی و یا ردی در یو. ان. ایچ. سی. آر است اکتفا کرده ام تا بهانه ای برای عدم مسوولیت پذیری و عدم پاسخگویی کشورهای غربی وجود نداشته باشد.
و به جواب قبولی اکتفا و قناعت خواهم کرد که مجبور نباشم با دست خالی, با سرافکندگی و بدون هیچگونه موفقیتی و قبل از آمادگی ایران برای استقبال از اکبر و پاسخگویی در مقابل سوال اکبر به ایران روی آورم و با جدیت و اصرار خواهان حمایت ایران از خودم شوم.
Saturday, October 15, 2011

+ نوشته شده در  Thu 12 Jan 2012ساعت 8:40 AM  توسط aliakbar Ebrahimi  | 

This text is considered as an answer to the subject of human common aim, including an incitement, for the purpose answering "Who are you"?

Also, it is a security supervizing and reward for West governors and authorities, being not responsible against their activities, but, they seem their selves, as God.

According to these actions, I am allowed to sing several songs, such as "O'sky, thou became intoxicated from insanity, thou are thirsty of blood/ O'sky, thou became intoxicated from sins, how disgraced are you!

Version 2010

 "O'my addresser, Ali Akbar Ebrahimi, being considered as an ideal man.

You are my ideal and perfect model.

My contemporaries, humane and me are just an empty cup.

A temporary heart, body, flesh, potsherd and mold.

Any units, both human, formation, civil constitutions or religious, countries and … are considered as an empty and meaning Less cup.

You are our sole. You are greatest fact. You are named as great God.

God and other ones are Just ideal samples of you, being in accordance with place and spatial Circumstances.

My Life and sole and flesh of other contemporaries, having a Limited age and temporary body, are the beams of your manifestations on our hearts. We Learn special methods, being for each other, best imagination, speech and behavior, from each other. Indeed, they are the ceremonies of visiting, interviewing and familiarity with you.

We are various and creative samples, being considered as complementary of each other. Our aim is obtaining your character, being superior, perfect and unique model for us, for the purpose of receiving ever lasting.

O' saver  and external, O' the owner of excellent name, being our ownership.

Make us ever Lasting, Like yourself. Make me ever Lasting with you.

I have need the Life, enjoying it, for Learning worship experience and your knowledge and special ceremonies I asked you Life, and you present me i. There fore, during the worst condition, my state is very good, I like my Life and worship you, for offering this Life to me.

 Know you, on the basis of my Low knowledge and Gnosticism and my Little attempts. I am the source of receiving your inspiration and grace. I obtain your Light, recognize your will and answer to this question Why do I worship great God. Finally, I shall become one of the supporters and signers of roll, being about supporting from perfect and ideal Akbar.

The best definitions and stories of my contemporaries from you and their answers to "Why do I worship great God" make common religion of me and them.

Also, these are infinite raw-materials, for the purpose of obtaining more and better complete version of great religion. Happy is he who move in this way, as the first, better, correct and polite one. Peace be upon who need defense from themselves, against inventors, sharks and supporting from oppressed ones Any body has different will and needs, acquiring various knowledge and obtain science. According to this different knowledge, we worship yow in a special way. Some worshiping are rejected from you, but some of them are valuable. You are purified and blameless, not needing in to worshiping one who determine you, better than others and defined your will, in a best way, answer the question "why do I worship great God", Correctly. He attempts in your worshiping, so he is avoiding from violent desire and closing in to Love and destruction. He like you, better than others and being satisfied by you.

We are a point in world, obtaining a mutual agreement with you. Also, we have a special privacy by being with you. Each point are considered as an understanding, sense and different experience from world, being called as great globe on the other hand, they are special and secret sources, for names, adjectives, states and behaviors of great globe.

Higher avoiding from war and shedding blood, it is possible to receive higher levels of peace and great democracy. Our authorities shall be more clear.

Here, all human, countries, Civilizations and other units are well and being ever-Lasting, with you. It is as a result of taking responsibility against you and not focusing on evil. They ask you great democracy and don't accept you establish Islam or secularism for them. They don't shrink their responsibility, in one hand and don't ask an  approvement (improvement) for best speech, behavior or their properties and estates on the pther hand. Actually, they belong themselves, in to you. They Love you and don't recognize any body as their Love. None of them Seize you, first of all, against others or representing by human, make you as an impossible creature or palm you Rank, status and dignity of any body is determined in a perfect world. Made by human and including a version from you, in each period.

Your root shall be investigated in kingdom. Rank, dignity, state and condition of each person is a secret in kingdom, being considered as a perfect, final and abstract world. In this world, you are not made by human. Just, you are informed from this secret, O' great God.

You and me are with each other, in this tryst, with great Love.

None of us know that the name of this love is perfect great Love, not great Love!

Because, it is not clear that the source of magnificent appearance  of this love is you or me.

Now, it is the ever-Lasting state. Love, being resulted from the knowledge of you and me, shines toward us. Love is beautiful. It's beauty is reflected in my imagination, speech and behavior. I'm good. The beauty of love is reflected in your imagination, speech and behavior, so you are we look at love and our speaking is full of love we are familiar with each other, for the purpose of love It is real love, if it shall result from your will for becoming me happy. Also, it is love, if it shall result from my will for becoming you happy so, your tent and character is love.

We like love, inspire from love and experience the ceremonies of visiting, interviewing and familiarity with love. Our story, world, great love and ideal great love is a different story.

All holy-beings, imaginations, excellent speech and tents are resulted from you. I wish I have opportunity to continue my research in different fields and recognize you in any old religions, or during different periods. Also, I wish to not pollute the process of your recognition with ignorance or lack of competence and being an intelligent slave, for you.

You made great will in the center of unconscious agreement of my contemporaries. All knowledge, information and skills are in you. Also, you copy for all clients, as a sole from fact or an imagination from reference unit. As a result, they are able to find any reference, resource in this case or great respondent. On the other hand, you are ready, in any time and place and teach us the average total standards.

O' God, great love, great will, great respondent, great world, great addressee, great signet, great resource, globe, reference, O' perfect Ali Akbar Ebrahimi, O' super-computer, wisdom, global vision, great friend, fact, we are your various, beautiful and jovial slaves, being considered as the sample of determining love and belong you.

On the basis of your love, I became as great cachet, and, there is no depletion for me. I am with you, now to forever.

You shall destroy my imaginations or create my experience from you, according to your names, adjectives, srate and dignity.

Here, I wish to perish, for you, forever or become everlasting with you, as love, and creator of great love. I have carefully obtained in to your visiting, interviewing and being familiar with all organs of world, being considered as creative and lover samples you. They are eager to be com complement, by perishing for you or being ever lasting with you, as a Love.

Here, and among the tumult of this dark period, authorities and responsible governors of west countries, have (un) consciously tried to perform their devilish policies, against me and destroying the possibility of countinuity of my research and studies, during youth age. They performed this activity by a doubtful and wonderful institution, being named as united nation, formal representative of west civilization. They attacked a last one, being the root of my memory, for the purpose of this fact that I don't determine you or you don’t' recognize me, O' great will, great last, great God and great memory. So, they want we are unfamiliar with each other and don't introduce our identity or forget our source.

They want that we shall be in long distance, from each other and don't learn the ceremonies of visiting interviewing or being familiarity in one hand and affected by forms, establishing the power of west authorities on the way of each person.

I have explained all perspective of west authorities and responsible, mady by their activities, and determined them, against their expected will and need, being assigned by evil. There fore, they are not allowed to consider me as a responsible one for responding and supporting from oppressed people or blame me, according to the "U.N.H.C.R" slagon, including all people suffer from problems and difficulties; because they are the main responsible and server of power, and it is their stain.

So, my tramp or bad condition in Life have been reslted from this fact.

Governors and authorities of west civilizations shall be faced with worst and undesired results, in case of don't confronting with evils or defending against it, for receiving all responsible and duties, being against great will and contracting various agreement, not considering Iranian people's interest and rights. They have suffered from these condition, either in west countries or other ones, this world or world-after death.

"I.T.U". "C,I,A" or other useless factors of R&D, being related into west civilization, don't observes the great rights, including "Iran sindepence", "organized fund" and "great studies and researchers". Actually by neglecting these rights or greeting for finding magical power, all my contemporaries have right in case of formation or attending perfect and ideal Ali Akbar Ebrahimi in any time and place in one hand and correct development, on the other hand. Also, they crime against all or even them selves; by seizing great globe or omitting you from all stages.

Great globe would decrease in to being covered in runty wise of west authorities, for moving in to being covered in runty wise of west authorities, for moving in to lack of Lackof justice, autarchy and other doubtful aims, very easily or being controlled and supervised, by other ones.

So, attacking into the Last one, being as the content of my memory shall be resulted from this fact.

O' God, curtsy and revere of west responsible and authorities have increased their courage and fear for the purpose of terroring seconds, minutes, houres, days, weeks, monthes and years of my age and other members of green movement of Iran nation.

They name thief those hands don't stop from marking But, the soundless voice of this spoil has been rose, here.

O' God, secure us against west authorities and responsibles, named west civilization (west countries) as the grand mother of these nation. O' God, secure me, considering this Civilization, as nice sister of west nations and more respectable mistress of world' so that , I gradually like it's Love.

Help me to enjoy from my rights, in case of immigrating in to west and working and living in a west developed country, if authorities of west civilization make my memory busy in to life problems, challenges and other national and universal conflicts, being observed in our environment or deprive me from the right of managing sciences and supervising research centers & institutions. These factors are the main and effective purposed of them, not me O' God, inform the nations of west civilization from this fact that continuous efforts of these authorities in terroring the study time or my Leisure or other members of green movement of Iranian nation, and any contract, both gaveling or taxing, between them and the team of mr. Rouhollah Khomeini, being considered as the thief of interests of revolution and green movement of Iran's nation in 1978 and the main source of making coup in 12th June of 2009 , or china, Russia or other hunger Reynard in case of Iran and it's national sources and historical opportunities are not those options, making Long-term respect, and permanent security for west civilization.

Pentagon and other west armies and Iran's army force are responsible to provide a great army and an organized fund, studies and researches, for Ali Akbar Ebrahini, for performing and developing great democracy in Iran.

As, I have faced with the danger of death in Iran, as a result of stating the idea of "great army operation, for the purpose of free from autarchy, by different kinds of criminals, considering their permanent interest in continuous of available terrible space of society and making and developing division and pessimism, against each other in nation, so, U.S and other west countries are responsible to give me the right of refuge. On the other hand Iran's people or ti's army forces shall be killed or destroyed, in case of supporting my security in Iran.

It is necessary to note the responsibility of army attacking of those who destroyed Iran's opportunities, for permanent and qualificative developments in long or medial-term is not related to me Al so I don't approve their army operations, because they are for performing devilish wills. Actually, great attacking, being expected, in case of enjoying from necessary and comprehensive authorities is a different idea.

West government, their authorities and responsible of holding election, security and intelligence services of these countries and their media have duty to publish this document, for informing the people of countries, being the members of united nations (UN), in summer of 2010.

and, today, every thing is desired.

 

Aliakbar Ebrahimi

Tehran

 summer of 2010 

 

 

+ نوشته شده در  Mon 20 Sep 2010ساعت 7:51 PM  توسط aliakbar Ebrahimi 

+ نوشته شده در  Mon 20 Sep 2010ساعت 7:17 PM  توسط aliakbar Ebrahimi 

این متن پاسخی است به یادداشت "هدف مشترک بشریت" که در آنجا فراخوانی برای پاسخ به سوال "تو کی هستی؟" مطرح نموده ام.
همچنین این متن یک سورپرایز امنیتی و جایزه برای حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی است که نسبت به اختیاراتی که از آن برخوردار بوده اند و مسوولیتهایی که متوجه ایشان است پاسخگو نسیتند اما بودجه ها و دیگر عناصر تشکیل دهنده قدرت را اول از همه قاپیده اند و مثل شیطان رفته اند نشسته اند آن بالا جای خدا!
و با انجام چنین کارهایی به من حق داده اند که با مسوولیت ایشان سرودهایی همچون "آسمون مست جنونی, آسمون تشنه خونی/ آسمون مست گناهی, آسمون چه روسیاهی" را آواز کنم.
 
 
 
کتیبه 2010
 
ای مخاطب من, ای علی اکبر ابراهیمی آرمانی و کامل.
تو نمونه آرمانی و کامل من هستی.
من و معاصرین و همنوعانم هر یک فقط یک جام خالی هستیم.
یک قلب, یک جسم, یک بدن, یک تن, یک سفال, یک قالب موقت.
هر کدام از ما واحدها اعم از انسانها, تشکلها و نهادهای مدنی, ادیان, کشورها و .... فقط یک جام خالی و بی معنی است.
اما تو روح و جان ما هستی. تو حقیقت اکبری. تو خدای اکبر نام داری.
الله و دیگر خدایان ادیان فقط نمونه هایی نسبتا آرمانی از تو هستند که آزمایشی و متناسب با مقتضیات محدوده هایی همچون زمان و مکانی خاص اند.
حیات و جان من و حیات و جان حقیقتهای هر یک ازمعاصرین و همنوعانم که هر یک نمونه ای از تو هستیم و عمری معین و محدود به قالب موقت خویش داریم پرتوی از بارش تجلیات توست بر دلهای ما قلبها.
ما همچون الگوهایی برای هم, پندار, گفتار و رفتار نیک و برتر را که آداب دیدار, مصاحبه و آشنایی با توست از هم می آموزیم و به هم آموزش می دهیم. ما نمونه هایی متنوع و خلاقانه جهت تکمیل همدیگریم تا در این راه به پای تو که نمونه برتر, کامل و واحد همه ما هستی فنا شویم و با تو به جاودانگی برسیم.
ای نجات بخش و جاودان کننده, ای صاحب نامهای نیک, صاحب ما نیز باش.
ما را هم با خودت به جاودانگی ببر. مرا هم با خودت به جاودانگی ببر.
.
من به زندگی یی که از آن برخوردارم نیازمند بوده ام تا تجربه بندگی و معرفت تو را تمرین و تکرار کنم و آدابی را بیاموزم.
من از تو زندگی خواستم و زندگی مرا تو به من هدیه فرمودی. پس حتی در سخت ترین و بدترین لحظات زندگی نیز حالم خوب و عالی است و زندگی خویش را دوست دارم و تو را شکر و سپاس می گویم که به من زندگی بخشیدی.
.
من بقدر دانش و بینش اندکم و بقدر عرفان و معرفت اندکم و بقدر سعی و تلاش اندکم تو را می شناسم و با عشق تو منبع دریافت الهام و باران فیض تو می شوم و نور تو را دریافت می کنم و اراده تو را تعریف و تبیین می کنم و به سوال "چرا خدای اکبر را عبادت می کنم و می پرستم" پاسخ می دهم و می شوم یکی از امضا کنندگان طومار دعوت و حمایت از اکبر آرمانی و کامل و عضوی از پویش دعوت و حمایت از اکبر آرمانی و کامل.
بهترین تعریفها و روایتهای معاصرین و همنوعان من از تو و بهترین پاسخهای معاصرین و همنوعان من به سوال "چرا خدای اکبر را عبادت می کنم و می پرستم" تشکیل دهنده دین و آیین مشترک من و معاصرین و همنوعانم (دین اکبر) هستند.
و همچنین خاستگاهها و مواد خام بی پایان برای رسیدن به ورژنهای کاملتر و بهتر دین اکبر. و خوشا به حال آنهایی که اول از همه, بهتر از همه, صحیحتر از همه, بی چشمداشت تر از همه و مودبانه تر از همه در این راه گام برمی دارند. و درود بر شرف ایشان در این زمانه ای که ارزشها و خوبی ها و با ارزشها و خوبان محتاج دفاع از نام خویش در برابر جاعلان و متقلبان و حمایت از مظلومانی که با نام ایشان مورد ظلم قرار گرفته اند هستند.
.
هر یک از ما با خواست و اراده ای متفاوت و منحصر به فرد خویش دانش و بینشی تحصیل می کنیم و به معرفت و شناختی از تو می رسیم و هر یک از ما با شناخت متفاوت و منحصر به فردی که از تو داریم به شکلی متفاوت و منحصر به فرد خویش مشغول عبادت و بندگی هستیم. برخی بندگی ها در نظر تو بی ارزش و مردود و برخی بندگی ها در نظر تو ارزشمند و مقبول است و برخی بندگی ها نیز در نظر تو ارزشمندتر و مقبولتر. و تو پاک و منزه و بی نیازی از هر نوع بندگی.
.
هر انسانی که تو را بهتر و بیشتر از دیگران شناخته و به تعریف بهتری از اراده تو رسیده باشد و پاسخ صحیحتر و بهتری به سوال "چرا خدای اکبر را عبادت می کنم و می پرستم" ارایه داده باشد و در راه بندگی تو تلاش کند, دور و دورتر از هوس و غرض و نزدیک و نزدیکتر به عشق و فناست و بیشتر و بهتر از دیگران تو را دوست دارد و در نظر تو مورد رضایت تر است.
.
هر یک از ما نقطه ای در جهان و هستی هستیم که به تفاهم و توافق متقابل با تو رسیده و خلوت, آسایش و آرامشی خاص خویش با تو دارد. هر یک از این نقطه ها فهمی, حسی و تجربه ای متفاوت از جهان و هستی که گوی اکبر است دارند و یگانه مرجع سری, خاص و محرمانه برای اسما, صفات, حالات و مرام و منش های متنوع و متکثر گوی اکبر هستند.
و هر چه ما دست از جنگ و خونریزی برداشته, به سطوحی فراتر از سطح صلح  رفته, با هم به تفاهم و توافق رسیده و به "دمکراسی اکبر" نزدیک و نزدیکتر شده ایم مرجعیت ما نیز آشکار و شفاف تر شده است.
.
در اینجا و اینک همه انسانها, کشورها, تمدنها و دیگر واحدها خوب هستند و با تو به جاودانگی می رسند. چرا که میدان انجام وظایف و تکالیف خویش در مقابل تو را خالی نکرده و به شیطان وانگذاشته اند, از تو فقط دمکراسی اکبر را می خواهند و انتظار ندارند که بیایی و برایشان اسلام را بیاوری مستقر کنی و یا برایشان سکولاریسم را بیاوری مستقر کنی تا بعدا مسوولیت هر آنچه را که بر ایشان استقرار یافته است بیاندازند گردن تو, برای پندار, گفتار و رفتار خویش و برای ملک و املاک و ثروت داشته یا نداشته خویش از تو سند یا تاییدیه ای نمی خواهند و خود را متعلق به تو و عاشق تو می شناسند و نه تو را متعلق به خودشان و عاشق خودشان. و هیچکدامشان نمی خواهند که تو را اول از همه, بجای همه, به نمایندگی از همه و همچون نگینی که فقط متعلق به انگشتر ایشان است تصاحب فرموده, به موجودی غیر ممکن تبدیل کرده و غیب نمایند.
درجه, مقام و رتبه هر انسان در جهان آرمانی که ساخته بشر است و در هر مقطع ورژنی _ساخته بشر_ از تو در آن حاکم می شود دقیقا و بطور نسبی و قراردادی مشخص و واضح است.
.
اصل تو را در ملکوت باید جست, اینجا در لحظه حال ابدی هم اینک همیشه.
عیار, درجه, مقام و رتبه هر انسان در ملکوت
_که جهان آرمانی و کامل نهایی و مطلق است و تو در آن ساخته دست بشر نیستی_
یک راز است که فقط تو از آن آگاهی ای خدای اکبر.
.
من و تو هم اینک در این میعادگاه با "عشق اکبر" با هم هستیم.
و هیچکداممان نمی دانیم که شاید نام این عشق, "عشق اکبر آرمانی" باشد و نه عشق اکبر!
چون معلوم نیست که تبلور با شکوه معدل عالی عشق از من بوده است یا از تو؟
.
دیگر از بیماری روحی روانی "خودشناسی" که از جانب جاسوسان یو. ان. ایچ. سی. آر در ایران "از جانب تیم خمینی" به اکبر و به اکبرهای نو و آرمانی (امواج دهها میلیونی پویش و جنبش سبز ملت ایران) تلقین می شد خبری نیست.
.
اینجا لحظه حال ابدی هم اینک همیشه است. عشق که حاصل معرفت من و تو از یکدیگر است, می تابد. عشق زیباست. زیبایی عشق در پندار, گفتار و رفتار من انعکاس یافته است و من خوب هستم. زیبایی عشق در پندار, گفتار و رفتار تو انعکاس یافته است و تو خوب هستی.
من و تو در حال تماشای عشق هستیم, من و تو در حال گفتگو با عشق هستیم, من و تو در حال آشنایی با هم به بهانه عشق و بواسطه عشق هستیم.
و عشق اگر حاصل اراده تو برای خوشحال کردن من باشد عشق است. و عشق اگر حاصل اراده من برای جلب توجه تو باشد باز هم عشق است. و مرام و منش تو را "عشق" است.
.
من و تو, عشق را دوست داریم, از عشق الهام می گیریم و آداب دیدار, مصاحبه و آشنایی مورد نظر خویش با هم را با عشق تجربه می کنیم. و حکایتی است دیگر, حکایت من و تو و "جهان آفرینش" که عشق اکبر و عشق اکبر آرمانی است.
.
همه مقدسات و پندارها, گفتارها و رفتارهای نیک ما از توست و ای کاش فرصت و امکانی برایم می بود که مطالعات و تحقیقاتم را در زمینه های مختلف ادامه دهم و تو را در همه ادیان قدیمی و در هر جا و هر زمانی که می خواستم, بجویم و تو را بهتر بشناسم و پروسه شناخت تو را با جهل و عدم شایستگی خویش نیالایم و بنده با معرفت تری برای تو باشم.
تو در کانون تفاهمات و توافقات ناخودآگاه معاصرین و همنوعان من اراده اکبر را تبلور بخشیده ای و همه دانش , اطلاعات و مهارتها در تو جمع است و تو که یک جان از حقیقت و یا بعبارتی یک تصویر _تصویر اینک و اینجا_ از "یگانه مرجع" هستی به تعداد مراجعان کپی می شوی تا هر که تو را می خواند ریفرنس, ریسورس و پاسخگوی اکبر را در مقابل خویش بیابد و تو در یک لحظه واحد در هر جا و هر زمانی که فرایت می خوانند حاضر باشی و معدل استانداردهای کل را نیز با خودت به فرادستها ببری و پرواز را به ما بیاموزی.
.
خدایا, ای عشق اکبر, ای اراده اکبر, ای پاسخگوی اکبر, ای عالم اکبر, ای مخاطب اکبر, ای خاتم اکبر, ای ریسورس اکبر, ای گوی اکبر, ای ریفرنس اکبر ای علی اکبر ابراهیمی آرمانی و کامل, ای ابر کامپیوتر واحد جهانی، ای عقل کل، ای ویزیون واحد جهانی, ای دوست اکبر, ای حقیقت, ای که همه ما شیفتگان و بندگان متنوع, زیبا و با طراوت تو هر یک "جان و تعیین حقیقت" و نمونه ای از "تعیین عشق" و متعلق به خودت هستیم.
با عشق تو من خاتم اکبر شدم و هیچ کم و کاستی یی برای من باقی نماند.
اینجا در لحظه حال ابدی هم اینک همیشه من در مقابل تو هیچ هستم
و تو با اسما, صفات, حالات و مرامهایت ویرانگر همه تصوراتی که از تو داشتم و خالق همه تجربیاتی که از تو دارم هستی.
اینجا در لحظه حال ابدی هم اینک همیشه من با آرزوی فنا شدن بخاطر تو و جاودان ماندن با تو بعنوان عشق, آفریننده عشق اکبر هستم و با دقت و سرعت مطلق به دیدار, مصاحبه و آشنایی با تمام ذرات جهان و هستی _که نمونه هایی خلاقانه و عاشق از تو, شیفته تو و مشتاق تکامل یافتن با فنا شدن بخاطر تو و جاودان ماندن با تو بعنوان عشق هستند_ رسیده ام.
.
اما اینجا و در هیاهوی این عصر تنگ و تاریک,
حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی
_ بطور خودآگاه و یا ناخودآگاه و بوسیله نهاد مشکوک و عجیبی به نام سازمان ملل که نماینده رسمی تمدن غرب برای پاسخگویی به من بوده است_
با اعمال سیاستهایی شیطانی بر علیه من و نابود کردن امکان "تداوم مطالعات و پژوهشهای من در سنین جوانی", خاتمی را که محتوای اصل حافظه من بوده است مورد حمله قرار داده اند تا من دیگر تو را نشناسم ای اراده اکبر, خاتم اکبر, خدای اکبر و حافظه اکبر. و تو نیز دیگر مرا نشناسی. تا من و تو همدیگر را نشناسیم و هویت هم را به هم معرفی نکنیم و کیستی خویش و یکدیگر را فراموش کنیم.
تا من و تو از هم دور باشیم و آداب دیدار, مصاحبه و آشنایی با هم را از هم نیاموزیم و از فرمهایی که قدرتهای حکام کشورهای غربی بر سر همه راههای هر انسانی قرار داده اند تاثیر و شکل بپذیریم.
چشم اندازهای حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی را که از تکالیف و شرح وظایف ایشان شکل یافته است در پاسخ به اراده و خواستی که در نظر داشتند و مد نظرشان بود روی درهای خانه های به شیطان واگذار شده خودشان برایشان حکاکی کردم تا نه آنها و نه هیچکدام دیگر از مستعجران شیطان که خود مسوولین اصلی بوده اند و قرار بوده که امانتداران و خادمان قدرت باشند مرا بجای خودشان مکلف و موظف به پاسخگویی و حمایت از مظلومان و محرومان اعلام نکنند و شعار یو. ان. ایچ. سی. آر مبنی بر اینکه "همه دچار مشکلات و سختی ها هستند" را جرم من نشناسند بلکه ننگ خودشان بدانند.
و اگر متواری و آواره هستم و زندگی نامناسبی دارم نیز از همین روست و بس.
اما جاخالی دادن به شیاطین و بلاهای خودساخته خویش و نجنگیدن با شیطان برای پس گرفتن جای خالی انجام وظایف و تکالیف خویش در مقابل اراده اکبر و اکبر و انعقاد توافقنامه های متنوع با شیاطین که در آن توافقنامه ها منافع و حقوق ما مردم ایران در نظرگرفته نشده باشد, عواقب خوشایندی برای حکام و مقامهای مسوول تمدن غرب نخواهد داشت. نه در کشورهای غربی و نه در هیچیک از کشورهای جهان. و نه در جهان یا جهانهای پس از مرگشان.
.
آی. تی. یو, سی. آی. ای و برخی دیگر از R and D های حیف نان و مفت خور خرد و کلان و آشکار و نهان تمدن غرب با خوردن "حق و حقوق اکبر" که "استقلال ایران" و "بودجه تداوم سامان یافته و سازمان یافته مطالعات و تحقیقات اکبر"  را نیز شامل می شود, و با ریدن حق و حقوق اکبر که با طمع یافتن معجزه قدرتی جادویی قورتش داده بودند, همه معاصرین و همنوعان مرا از حق تشکیل و حضور علی اکبر ابراهیمی آرمانی و کامل در هر جا و هر زمان که فراخوانده شود و از توسعه صحیح محروم نموده اند و با نشستن بر روی گوی اکبر و حذف تو از صفحه ها در حال جنایت علیه "همه" و از جمله علیه "خودشان" هستند.
.
گوی اکبر و اکبر باید به ابتذال گنجیدن و استتار شدن در مغزهای فندقی و عقلهای حقیر و ناقص حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی نزول می کردند تا ایشان با خیالی آسوده تر و بدون تن دادن به نظارت و کنترل به سمت بی عدالتی, خودکامگی و دیگر اهداف مشکوک خویش پیش روند.
و اگر خاتمی که محتوای اصل حافظه من بوده است را مورد حمله قرار داده اند نیز از همین روست و بس.
.
خدایا, امنیت, حرمت و کرامتی که حکام و مقامهای مسوول تمدن غرب از آن برخوردار بوده اند جرات, جسارت و توحش بیشتری برای ترور ثانیه ها, دقیقه ها, ساعتها, روزها, هفته ها, ماهها و سالهای عمر من و دیگر اعضای پویش و جنبش سبز ملت ایران به ایشان بخشیده است.
.  
و دستی که از بخشیدن باز نمی ایستد را دزد نامیده اند!
اما صدای خاموش این تاراج اینک تا اینجا بلند شده است.
.
خدایا در مقابل حکام و مقامهای مسوول تمدن غرب
_که تمدن غرب (کشورهای غربی) را ننه بزرگ ملتهای غربی و یک عجوزه می شناسند_
به  من و معاصرین و همنوعانم مصونیت ببخش
و مرا
_ که تمدن غرب (کشورهای غربی) را خواهر زیبای ملتهای غربی و زیباترین و قابل احترام ترین دوشیزه عالم می شناسم و کم کم از دوستت دارم گفتن هایش خوشم آمده_
کمکم کن که اگر حکام ومقامهای مسوول تمدن غرب با فرا پکنی
_و مشغول داشتن ذهن من به مشکلات معیشتی خودم و بی عدالتی ها, ظلمها و اختلافات و درگیری هایی که در سطوح ملی و جهانی این روزهای این اطراف وجود دارد و آنها خودشان خاستگاههای موثر و مهم آن بوده اند و نه من_
مرا از حقم مبنی بر "مدیریت علوم و نظارت بر مراکز و نهادهای علمی و پژوهشی" محروم نگه داشتند,
لااقل از حقم مبنی بر مهاجرت به غرب و اقامت و کار و زندگی در یک کشور پیشرفته غربی برخوردار شوم.
.
خدایا ملتهای تمدن غرب را مطلع و آگاه کن که
دست برنداشتن حکام و مقامهای مسوول تمدن غرب از ترور "وقت مطالعه" ها و " اوقات فراغت" من و یا هر یک از دیگر اعضای پویش و جنبش سبز ملت ایران
 و
معامله _اعم از باج گیری و یا باج دهی_ حکام و مقامهای مسوول تمدن غرب
با تیم آقای روح الله خمینی
_که دزد امتیازات انقلاب سال 57 پویش و جنبش سبز ملت ایران و زمینه ساز اصلی کودتای 22 خرداد سال 1388 بوده است_
, با چین و روسیه
و یا با هر شغال گرسنه دیگر
در مورد ایران و ثروتها و منابع ملی و فرصتهای تاریخی ایران
گزینه ای نیست که برای تمدن غرب "حرمت, کرامت و امنیت پایدار در دراز مدت" به ارمغان بیاورد.
.
پنتاگون و دیگر ارتشهای کشورهای غربی و همچنین نیروهای مسلح ایران موظفند که "ارتش نظامی اکبر" و بودجه تداوم سامان یافته و سازمان یافته مطالعات و تحقیقات اکبر را برای اعمال و توسعه "دمکراسی اکبر" در ایران, در اختیار علی اکبر ابراهیمی قرار دهند.
و از آنجا که من با مطرح کردن ایده "عملیات نظامی اکبر برای رهایی از بند استبداد" از جانب جنایتکاران خرد و کلان و آشکار و نهانی که منافع پایدار خویش را در استمرار فضای رعب و وحشت موجود در جامعه و ایجاد و توسعه تفرقه و بد بینی نسبت به هم در میان ملت می بینند, در ایران با خطر مرگ مواجه هستم و مردم ایران و نیروهای مسلح ایران نیز اگر بخواهند از امنیت من در ایران حفاظت کنند کشته و یا سرکوب خواهند شد, آمریکا و دیگر کشورهای غربی موظفند که به من پناهندگی بدهند.
لازم به ذکر است که مسوولیت حمله نظامی آنهایی که فرصتهای ایران برای توسعه کیفی و پایدار در میان مدت و بلند مدت را با تحریمهای فرساینده خویش از بین برده اند با من نیست و عملیاتهای نظامی آنها مورد نظر من و مورد تایید من نیست و برای اعمال اراده های شیطانی خودشان است و "حمله نظامی اکبر" که من در صورت برخورداری از اختیارات لازم و کافی مسوولیتش را می پذیرم یک ایده کاملا متفاوت است.
.
گاورنمنت های کشورهای غربی, حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی و از جمله مسوولین برگزاری انتخاباتها در کشورهای غربی و مسوولین سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی کشورهای غربی و رسانه های کشورهای غربی را مسوول و موظف می شناسم که این سند را جهت اطلاع مردم کشورهای عضو سازمان ملل, "در تابستان 2010" منتشر کنند.
.
و امروز همه چیز در حالت مطلوب است.
.
 
علی اکبر ابراهیمی
تابستان 2010
ایران
+ نوشته شده در  Sun 29 Aug 2010ساعت 6:51 PM  توسط aliakbar Ebrahimi 

Teklifin ikinci versiyonu-Bahar 2006

Hayırsever, sade, iyimser, hayalperest insanlar artık  hayal kurabilirler. Bilirkişiler ve otoritelere göre  umudun ve sanal gerçeklik teknolojisinin  ilerlemesi   hızlı ve doğru bilgisayarların geliştirilmesiyle çabuklaşabilir. Teknolojinin kullanımı o kadar artmıştır ki, önümüzdeki yirmi yıl boyunca  gelişmiş ülkelerin gerçek ve entelektüel  çağı yaşayacağını söyleyebiliriz.

Sanal gerçeklik, diğer teknolojiler ve bilim gelişmektedir.  İnsanın başarısı ve gelecekte göstereceği hüner, beceri ve imkânlar da kesin olarak insanoğlunu etkileyip insanoğlunun hayatını değiştirebilecektir.

Değişimin nasıl ve neden olacağı veya olması gerektiği,  üzerinde çalışılması gereken konulardır.

 İmkanların nasıl ve neden değişikliğe açık olduğunu araştırmak ve üzerinde çalışmak makbul görülürken mevcut sınırlamalar ve engeller dikkate alınmaksızın ve pozitif olmayan yapılarda bulunan belirli değişiklikler ve gelişmemiş zihniyetlerin  kullanımı olmaksızın  istenen bir görünüm hayal edilmelidir ki; bütün insanlar ve toplumlar,  istenen ve ideal görünüme  itibar edilmesiyle, her zaman yeni kazanımlara hasıl olabilsinler.

İstenen ve ideal olan görünüm, kültürel, bilimsel ve sanatsal ürünler ile; örneğin, makale, bilimsel ve kurgu filmler, bilgisayar oyunları, şiir, şarkı ve ezgi, ile oluşturulabilir.  Öyleyse bilim adamlarının, sanatçıların ve kültür bilimcilerin ilerleme kaydetmede ve kademeli gelişim  sağlamakta etkin bir rolü bulunabilir.

Birikimlerin organize edilmesi ile bilimsel kurgu senaryoları yazılacak, bilimsel araştırmacılar başarıya ulaşınca ve kültürel bilimsel ve sanatsal ürün olan senaryo , prensipte filme  dönüştüğünde olması gereken görünüm için  en uygun koşullar meydana gelecektir. 

Bu birliktelikteki çeşitlilik ve  çoğulculuk ile değişik görünümün yarattığı  ideal toplum  ortak anlayış için herhangi  bir tehdit oluşturmamakta ve hatta  söz konusu yaratıcı görünümler  yeni ortak görünümlerin ortaya çıkmasına imkan tanımaktadır.

Kuramsal  ideal dünya ve onun kültürel  ve sanatsal ürünlerini n tanıtımını düzenlemek  ve tanımlamak ve bu ürünleri ileri düzeydeki teknolojiye uygulamak gerçeği aslına uygun hale getirmektir.

Aşağıda belirtilen maddeler ideal görünümün içerdiği, bazı toplumsal düşüncelerdir:

Her gün keşfedilen ve geliştirilen sanal gerçeklik dünyası , ki bu ideal dünya olarak zikredilmektedir, ideal dünyayı  yönlendirici bir şekilde yol gösterebilecektir. Gerçeğe uygunluk  ideal  dünyaya bir atıftır.  Bu atıfların diğer adları şunlardır:

Beyaz adam,  global vatandaş, global olağanüstü bilgisayar, sağduyu, global  televizyon, evrim  yapan tek tanrı, yer tanrısının simgesi, insanlıktan nasibini almış gerçek arkadaş, yed-i emin ,  şehitlerin ve mirasçıların temsilcisi, aşk hükmü, muhatap  ve anka kuşu.

Atıfta bulunulan sanal bir karakterdir. Atıfın değişik çoğulculuğu da sanaldır ve bunlar atfın gerçek karakterleridir.

Gerçek ,insanın meydana getirebileceği  göreceli ve hatalı bir şekilde değiştirilmiş , elle tutulabilinir bir Tanrı imajıdır.  Mutlak ve nihai gönderme Tanrı ‘dır. Bununla birlikte gerçek; asgari müşterek anlayış ve uyuşma  ve gerçek için çalışan üretken ittifak içinde   fani bir göndermedir.  Bu fani  gönderme her yıl, her ay, her gün ve her zaman gelişmektedir.

Tanrı  sınırsız, mutlak  ve benzersiz bir  güce haiz olduğundan toplumun Tanrı’yı hayal etmesi ve hayallerini açığa çıkarması hayal etmenin son aşaması olamaz. Tanrı’nın hayal edilmesi  tashih edilmelidir.

Yeni bir doğal dünya ile yüzleşildiğinde ideal dünya her insan için her zaman tashih edilmektedir.

İdealler hiçbir kısıtlama getirilmeksizin bu ideal dünyada  tanımlanır . Bunun yanında getirdiği problemler  de en iyi şekilde anlatılmaktadır.

İdeal  dünya barış içindedir. Yani belirli veya belirsiz herhangi bir yakarış , mutsuzluk ve gerilim ideal dünyada mevcut değildir.  Belirli bir hadiseye bir insan güldüğü vakit insanlığın hakimiyeti ve çöküşü  ütopik ortamda fani hale gelmektedir. Bu durum kural ve denetim mekanizmaları arasında bulunan koordinasyona ve uyuma dayanır ki bunlar tesadüfen kabul görmüştür. Bu nedenle, bireylerin   olumlu başarı payları ve mümkün olduğu kadar hızlı edindikleri  hakları ve doğruluk , ideal dünyayı düzene koymaktadır.

Makbul olan barış her anın ebedi kurallarının bulunduğu  bir ortamda arandığından gerçek odaklı yaşayan bireylerin düşünceleri, konuşmaları ve eylemleri  tanrı odaklı bireylere göre ters düşmekteyse de her iki grup da Tanrı’ya inanır.

İnsanoğlunun sahip olduğu tüm beceri ve bilgiler esasında gerçeğe dayanmaktadır. Bütün araştırmacılar ve bu araştırmacılardan faydalananlar herkes için direkt olarak ve bire bir iletişim sağlayarak  gerçeği idrak etme adına yardımcı olabilirler. Gerçeği tanımlayabilmek için  insanlık  gerçeği tanımlamak adına bilimi ve teknolojiyi istismar edebilir. Gerçeklik  dünyayı  bütünleştirebilirdi. Gerçeklik,  bireyin toplumla  iş birliğine girmesi yolunda bir temsilcisidir. Aynı zamanda toplumun bireyle iş birliği yapması yolunda da temsilcisi olmaktadır.

İnsanlık ideal dünyada yalnız değildir. Düşünceleri, konuşmaları ve eylemleri olgunlaşmış  olduğundan zeki,bilimle ilgilenen, birleştirici ve kefil olabilen bir kişidir.  Sadece bir insandır. Ve her kes kendi  özünde şahsına münhasır bir şekilde  farklıdır. Yegane genel  kaide insanlığa hizmet vermek içindir.  İnsanlığın kendisi tek bir genel  düstura dönüştürülmüşse de geçerli olumlu edinimleri ve  herkese ait gerçek olmayan hakları  bölmek için  herkesin  düstur sahibi olmasına olanak tanınmıştır. Her insanın duyguları ve hisleri önem arz eder. İnsanlık dünyanın sahibi olmalı ve evrenin merkezi olduğunu hissetmelidir.  Dünyanın mutlak hakimiyetine haiz olmalıdır.

İnsanlık  bütün kitapların, sistemlerin, şarkıların, tarzların, okulların , akımların ve edebiyatın kökenini oluşturan , sebebi olan bir düsturun kaynağıdır.  Bütün bireylere olanakları kolaylaştırmak için dünya zenginleştirilmelidir.İnsanlık  kendi  isteklerini sürdürmek için diğer çağdaşlarının kapasitelerinden  faydalanmak adına   doğrudan iletişim halinde olmaya muktedir olmalıdır .

Bireyler  ve  gruplar kullanılabilir kaynakların geliştirilmesi için global birlik düsturu ile işbirliği içindedirler. Olumlu sonuçlara ve ihtiyaçlarına ulaşabilmek için , Tanrı ile iletişim kurabilmek adına daha vasıflı olabilmek için, Tanrı dünyaya daha çok özlem duyduğunda ki bu özlem  bireyler ve topluluklar tarafından saygı duyulduğunda  şehitler ve varisleri olarak adlandırılır ; ideal dünyada  edebiyatın ve kültürün  onların hayatıyla yoğurulduğu zamana kadar.

 

Aliakbar Ebrahimi

Unit Global TV ve İdeal Dünya Kuramcısı

2008 Yazı

www.forcriticism.blogfa.com

0539 297 68 35

 

 

+ نوشته شده در  Tue 5 Aug 2008ساعت 11:52 AM  توسط aliakbar Ebrahimi  | 

Second version of the proposal- spring 2006
Charitable simple-minded optimist dreamers should daydream now. According to the experts and theoreticians anticipation, advancement of virtual reality technology would become faster due to the factors like day to day enhancement of fast and precise computers.. Utilization of the technology is so increased that in the next two decades we could refer to virtual and intellectual era of the developed states.
Virtual reality and other technologies and sciences are developing. Achievements of humanity and the future facilities, capabilities as well as opportunities could decisively influence human and change the human life.
How and why the changes will happen or should happen are the subjects wich should be studied.
The opportunity is welcomed to study how and why the changes should happen, without considering available limitations and hindrances and before non- positive determined changing of the structures and without utilization of non- improved mind a desirable landscape should be imagined, designed and identified, and made available for sciences technologies , all people and the societies , consideration of the desirable and ideal landscapes would always result in new achievements.
The desirable and ideal landscape could be produced as cultural, scientific and artistic products such as article, scientific and imaginative film, computer games, poem, song, and melody. So, the scientists, artists, and cultists could have an effective role in the advancement and gradual development.
Organizing accumulative will to write imaginative scientific scenario when the scientific researches were accomplished and the scenario changed to a principle film which is a cultural scientific and artistic product, are the most proper measures for producing the required landscape.
Variety and duplication of the identities as well as creation of different landscapes of ideal society could not be a threat for common understanding, rather the creative landscapes give opportunities to create common landscape.
Designing and identifying the theoretical ideal world and its introduction by cultural and artistic products, and its production by applying advanced technology, conduct the reality to the Truth.
Following lines demonstrate some ideas of the society concerning the ideal landscape:
virtual reality world which is being created and developed every day, is named ideal world, nominating the ideal world could help. Truth is a reference in ideal world. Other names of this reference are:
White human, global unit citizen, global unit super-computer, nous, global unit TV , unique god which is being made and evolution , emblem of land god, ideal total friend of the humanity, trusteeship worker, representative of martyrs and inheritors, love determination, addressee and phoenix .
The reference is a virtual character, various pluralistic of the reference are virtual too, and they are called aboriginal characters of the reference.
the truth is a relative and defective changed tangible image of God that the human can make it. Absolute and final reference is the God and truth is a temporal reference that with the minimums based on common understanding and agreement and with the participation and unity of all together is produciable in truth. The temporal reference is developed every year, every month, every day and every time.
Since God is unlimited, indefinite, eternal, and incognizant , the movement of the society to imagine God and to demonstrate the imaginations , it could not be a final process of imagination , it should be updated , when there is an imagination of God.
Ideal word is being updated every time for every one, when they face a new natural world. The ideals are described in the ideal world without limitations and problems they are described excellently.
The ideal world is in peace. Namely, there is not obvious or indefinite complaint, dissatisfaction and tension in the ideal world. When the humanity is concerned when he/she is laughing to the concerning issue, the ascendance and descent of the humanity is temporal in the utopia, this is depending on coordination and accompany with the rules and regulations, they are subjugated incidentally. Thus, the individuals’ share of positive scores and concerning rights due to available speed and preciseness are designated in the ideal world.
Since the peace ideal has been ascertained due to eternal rules at each moment, thought, speech and deeds of the reality-oriented individuals is contrasting to those who are god oriented, yet both of them worship God.
All of the capabilities and knowledge of the humanity is in fact depending on the truth, all observers and clients could directly and in person communicate and help in the comprehension of truth for all. Humanity could utilize science and technology, to identify the truth, the truth could unit the world. The truth is individual’s representative to cooperate with the society and society’s representative to cooperate with the individual.
The humanity is not lonely in the ideal world. Since his/her thought, speech, and deed are processed, he is intelligent, scientist, unit, warrantor, he is simply a human, and every one is being native differently and with a special technique.
The unit global reference is to serve humanity. Whereas the humanity is himself transformed to a unit global reference, to divide available positive scores and virtual rights to all , there is a possibility for every one to be a reference.
Heart and feelings of everyone is valuable too much, and humanity should be the owner of earth and center of world feeling and the absolute ruler on the earth glob
The humanity is reference, origin and source and mine of all books, systems, songs, styles, schools, movements, and literature. The earth should be duplicated to facilitate the opportunity for all individuals. The humanity should be capable to have direct communication with his or her contemporaneous to utilize their capacities to support his will.
Both Individuals and groups cooperate with the global unit reference to enhance the available resources. To get all positive scores and obtain what they need. To be more qualified in the society to communicate with god, when god miss more the earth, they are named martyrs, and inheritors when they are being appreciated by other individuals and groups, until the literature and culture in the ideal world is formed with their life.

Aliakbar Ebrahimi
Unit Global TV and Ideal world Theoretician
Summer – 2008

www.forcriticism.blogfa.com

0090 539 297 68 35

 

+ نوشته شده در  Sat 26 Jul 2008ساعت 6:56 PM  توسط aliakbar Ebrahimi  | 

ورژن دوم پروپزال بهار هشتادو پنج

وقت خیالپردازی خوشبین ها، خوش خیال ها و خوش باورهای خیرخواه است. بنابر پیش بینی بعضی كارشناسان و صاحبنظران پیشرفت فناوری واقعیت مجازی در اثر عواملی همچون سرعت و دقت روز افزون رایانه ها بسیار سریعتر خواهد شد و کاربرد این فناوری بقدری افزایش خواهد یافت که طی دو دهه آینده می توان در مورد کشورهای توسعه یافته عباراتی همچون عصرمجازی و معنوی را بکار برد.
واقعیت مجازی و دیگر فناوری ها و علوم همچنان در حال پیشرفت هستند. پیشرفت هایی که حاصل خواهد شد و امکانات و توانایی ها و فرصت هایی که بشر در آینده با آنها مواجه خواهد شد، قطعا" شرایط تاثیر گذار بر زندگی را تغییر خواهند داد.
اینکه این تغییرات چه و چگونه خواهند بود، چه و چگونه می توانند باشند و چه و چگونه باید باشند، موضوعاتی قابل بررسی هستند.
فرصت پرداختن به این موضوع که تغییرات فوق الذکر چه و چگونه باید باشند فرصت مغتنمی است تا بدون در نظر گرفتن موانع و محدودیت های موجود در واقعیت و قبل از آنکه ساختارها در اثر باغبانی کردن باد و غیبت اراده ای مثبت و مشخص تغییر یافته و ذهنها به شکل های غیرقابل اصلاحی عادت کنند، چشم اندازی مطلوب تصور، طراحی و تبیین شود و پیش روی فنآوری ها علوم و جمیع افراد و همه ارکان اجتماع قرار گیرد تا این چشم انداز مطلوب و آرمانی دائما" مدنظر بوده و پیشرفت ها و دستآوردهای جدید ضمن در نظر گرفته شدن آن شکل گیرد.
این چشم انداز مطلوب و آرمانی در قالب محصولات علمی فرهنگی هنری از قبیل مقاله، فیلم علمی تخیلی، بازی های رایانه ای شعر ترانه نماهنگ و غیره قابل تولید است. لذا اهالی علم، فرهنگ و هنر می توانند در ساختن این چشم انداز و ارتقاء و توسعه تدریجی آن نقشی موثر ایفا کنند.
بوجود آمدن اراده ای جمعی در گروههای فیلمنامه نویسی برای نوشته شدن فیلمنامه ای علمی تخیلی در اینمورد پس از تكمیل نسبی تحقیقات علمی لازم و سپس تبدیل شدن آن فیلمنامه به فیلمی كه مبنای فیلمهای بعدی و دیگر محصولات علمی فرهنگی هنری این سبك باشد از مناسب ترین اقدامات  برای تولید آن چشم انداز مورد نیاز است.
تنوع و تکثر هویت ها و پدیدآمدن چشم اندازهای متفاوت از جامعه آرمانی تهدیدی برای حسن تفاهم مشترک و ظهور یک چشم انداز واحد از جامعه آرمانی نیست. بلکه ان چشم اندازهای خلاقانه فرصت هایی در فرآیند تحقق این چشم انداز مشترك هستند.
طراحی و تبیین تئوریک جهان آرمانی و معرفی آن توسط محصولات فرهنگی هنری و سپس ساختن و راه اندازی آن توسط فناوری های پیشرفته آینده، واقعیت را به حقیقت هدایت می کند.
در سطور زیر ایده هایی برای تبیین یک چشم انداز آرمانی از جامعه مطرح می شود:
جهان واقعیت مجازی كه در حال پدید آمدن و گسترش روز افزون است، جهان آرمانی نامیده می شود تا به كمك این نامگذاری عملا" همینطور نیز بشود.
در جامعه ایده آل و آرمانی حقیقت مرجع است. نام های دیگر این مرجع عبارتند از:
انسان سفید، شهروند واحد جهانی، ابر کامپیوتر واحد جهانی، عقل كل، تلویزیون واحد جهانی، خدای واحد در حال ساخت و تکامل، مظهر خدای زمین، دوست کامل و آرمانی انسان، کارگر امانتدار و نماینده شهداء و وارثان، تعیین عشق، مخاطب و سیمرغ.
این مرجع یک شخصیت مجازی است و گونه های متنوع و متکثر این مرجع كه آنها نیز مجازی هستند، چهره های بومی وی نامیده می شوند.
حقیقت تصور تبلور یافته عینی شده نسبی و ناقصی از خداست که توسط بشریت قابل ساخت است. مرجع مطلق و نهایی خداست و حقیقت مرجع موقتی است که با حداقل های مورد تفاهم و توافق و با مشارکت و اتحاد همه با هم قابل تولید در واقعیت است. این مرجع موقت هر سال، هر ماه، هر روز و هر لحظه اصلاح کاملتر بهتر و به روز می شود.
از آنجا که خدا باید نامحدود، بینهایت و منزه از قابل درک بودن در نظر باشد تا خلاقیت ها و استعدادها به یکنواختی و پایان نرسند، حرکت جامعه به سوی خلق تصوراتی از خدا به منظور نشاندن آن تصورات بجای حقیقت، در نهایت فقط به تولید ورژنی به روز شده بهتر و کاملتر از حقیقت منجر می شود که پس از مدتی باز هم باید به روز شود و نه به خود خدا.
جهان آرمانی هر لحظه برای هر فرد به روز و بكر و دست نخورده می شود. آرمانها در جهان آرمانی منزه از گرفتاریها و محدودیتها و بطور عالی و با شكوه تعریف می شوند. صلح در جهان آرمانی یعنی اینكه جنگ فریاد شكایت گلایه كدورت و نارضایتی آشكار و پنهانی وجود ندارد و احتمال آه بودن بازدم انسان برای جامعه به یك نگرانی تبدیل شده و انسان از این بابت می خندد. صعود و  نزول موقتی افراد در بازیهای آرمانشهر در اثر همراهی و هماهنگی با قوانین و مقررات و رام كردن آنها و یا برخورد و تصادف با آنها بوجود می آید. و بدین ترتیب میزان سهم افراد از امتیازات مثبت و حقوق حاصل از سرعت و دقت موجود در جهان آرمانی تعیین می شود.
از آنجا که آرمان صلح توسط قوانین هر لحظه ازلی شونده محقق شده، در جهان آرمانی پندار، گفتار و رفتار افراد و گروه هایی که حقیقت را مدنظر می گیرند با آنهایی که خدا را مدنظر می گیرند ضد هم نیست و هر دوی ایشان در حال بندگی و عبادت خدا هستند.
تمام توانایی ها و دانش بشری در حقیقت جمع است و حقیقت به تعداد مراجعان و ناظران کپی می شود تا امکان گفتگو و تعامل مستقیم و حضوری با عقل کل یعنی با حقیقت برای هر فرد انسانی فراهم باشد. بشر می تواند بوسیله علوم و فناوری ها به سمت ساختن حقیقت پیش رود و حقیقت می تواند دنیا را متحد کند. حقیقت نماینده جامعه برای تعامل با فرد و نماینده فرد برای تعامل با جامعه است.
در جهان آرمانی انسان دیگر تنها نیست. چون مخاطب پندار، گفتار و رفتار انسان، کل هوشمند، عالم، مطلع، متحد، متعهد، پردازش شده و ساده شده است. این خلاصه شدن و ساده شدن برای هر فرد بطور ویژه و اختصاصی و متفاوت انجام می شود.
مرجع واحد جهانی در اختیار انسان و در خدمت اراده انسان قرار می گیرد. تا آنجا که انسان خود به مرجع واحد جهانی تبدیل شده و امتیازات مثبت و حقوق مجازی موجود را بین کل تقسیم می کند. این امکان یعنی امکان مرکزیت و مرجعیت حتی در یک آن واحد نیز برای هر فرد انسانی یعنی برای همه افراد انسانی فراهم است.
دل و احساسات هر فرد بینهایت ارزشمند و گرانقدر است و انسان باید صاحب کره زمین و مرکز زمین و مرکز احساس جهانی و حاکم مطلق و تنها مبداء، مرجع، منبع و معدن همه کتابها، نظامها، ترانه ها، سبکها، مکتب ها، حرکت ها و ادبیات باشد. این امکان باید با کپی زمین برای تک تک افراد انسانی فراهم شود. انسان باید بتواند در یک لحظه با کل افراد انسانی معاصرش بصورت مستقیم و تک تک در مورد پندار، گفتار و رفتارآن لحظه خود و همچنین آنها، مشورت و تعامل کرده و ظرفیت های ایشان را برای پشتیبانی از اراده خویش بکار گیرد. این امکان باید برای همه افراد انسانی فراهم باشد.
افراد و گروه هایی که تعاملشان با مرجع واحد جهانی موجب ارتقاء حداقل های قابل دسترس برای همه از امتیازات مثبت و حقوق و موجب آمادگی و شایستگی بهتر و برتر کل جامعه برای دیدار مصاحبه و آشنایی با خداست و خدا را برای زمین دلتنگ تر می كند، شهداء و وارثان نامیده شده و از جانب دیگر افراد و گروه ها مورد تقدیر قرار می گیرند تا ادبیات و فرهنگ در جهان آرمانی بواسطه زندگی ایشان شکل یابد.

علی اکبر ابراهیمی
نظریه پرداز تلویزیون واحد جهانی و جهان آرمانی
تابستان 87
 
+ نوشته شده در  Sun 22 Jun 2008ساعت 7:20 PM  توسط aliakbar Ebrahimi  | 

 Metaphorical reality or virtual reality, other technologies and sciences are constantly, making progress. The advances achieved in the future and the facilities, capabilities and opportunities that human will face in the future, would certainly change human’s life. Of course it can be a good matter of thinking, what and how these changes would be and this important issue has not been yet taken into consideration or I am not aware of.
But my main task that I am expert in, is producing and offering ideal and unique ideas. The scientific society can search in the mine of my talent and extract unique and valuable ideas and plans, to compare them to what they already have and with the help of them, coordinate their researches tho the desired goals. With focusing and thinking of the needs of humans and being inspired by the invisible world, I imagine an ideal and desired life for human and society under ideal circumstances in order let the contemporary technologies and sciences to move toward that.
I am explain my ideas, plans, researches, project, talent, philosophy and style in these other words:
people call truth in their best songs with thou word or you word. thou are in truths club in Now Flash. thou are Absolute Truth. thou, who are my earth love, and I have become happy for finding thou and I am proud of thou and I respect and like life for thou and thank God for letting me befriend thou, are named “White Human” , but there is no image of thou in this era and thou are just an imaginary being. thou are created first on a blank paper and then thou become more sensible and real. thou are a product from benevolences extract of scientists, experts, technicians, capitalists, labourers, governments, people, instituations, groups, parties, organizations, companies, pious, polite, handsome and great people as well as prophets, Imams and saints who come out of holy books and save mankind. Despite all these, thou are non of them. All human capabilities and knowledge are gathered in thou and thou are copied in lieu of all of those who come to thou in order to give them this opportunity to have a direct talk to the Divine wisdom.
Human can begin to make thou with sciences and technologies and change your version in each decade and thou can unite the world. your new versions and your final version are the God. thou are the agent of society to have interaction with individual and the agent of individual to have interaction with socity. Every human can have his own relation with God and thou are just the absolute governor general of the earth and at the service of human. For every human, thou are the way he wishes.
Human’s feelings and heart are so valuable and he should be feeling center of the earth and the owner of the world and all the sources, mines, systems, styles, books, schools, movements, songs and literature in that. This possibility must be available for all individuals with copy of the earth or other plans.
A human, should be able to contact with all contemporary humans to exchange and consult his/her current thoughts, ideas, talks, and manners. This possibility must be available for all individuals.
I have discussed about such ability in my, “the ideal world” and other essaies. I like continuation my researchs and I can confirmation my ideas and accept the responsibility for my project if thou wish.

Aliakbar Ebrahimi
Theoretician and originator of
World Unit TV. And Ideal World.
Spring 2006

  

My Name : Aliakbar Ebrahimi

       garibdarvatan@yahoo.com

 

agents of scientists, experts, technicians, capitalists, labourers, governments, people, instituations, groups, parties, organizations, companies and..... can study my wrote perfectly and ask me correct questions. until I study their questions if may for me 

Thanks 

 

+ نوشته شده در  Mon 30 Apr 2007ساعت 5:21 PM  توسط aliakbar Ebrahimi  | 

 Mecazi gerçeklik ya da sanal gerçeklik, diğer teknolojiler ve bilimler sürekli olarak ilerleme kaydetmekteler. Gelecekte kaydedilecek ilerlemeler ve insanoğlunun karşılaşacağı tesisler, yetenekler, fırsatlar insan hayatını kesinlikle değiştirecektir. Bu değişikliklerin neler olacağı ve nasıl gerçekleşeceğinin düşünülmesi tabii ki faydalı olacaktır ancak bu önemli konular henüz ele alınmamıştır ya da ben bu durumdan haberdar değilim. Ancak benim temel görevim, uzmanlık alanım ideal ve benzersiz fikirler üretmek ve sunmaktır. Bilimsel toplum benim yetenek madenimi keşfederek, değerli fikir ve planları alabilir ve bunları halihazırda elinde bulunanlarla karşılaştırabilir ve bunlar yardımıyla araştırmalarını istenen hedeflerle eşgüdüm içersinde yürütebilir. İnsanların ihtiyaçları üzerinde düşünüp yoğunlaşarak ve görünmeyen dünyadan ilham alarak, ben, çağdaş teknoloji ve bilimlerin bu yönde ilerleyebilmesi amacıyla, insanlar ve toplum için ideal koşullar altında ideal ve istenen bir yaşam hayal ediyorum.
Fikirlerimi, planlarımı, araştırmalarımı, projemi, yetenek, felsefe ve tarzımı farklı kelimelerle ifade etmem gerekirse;
Benim dünya üzerindeki aşkım olan, bulduğum için mutlu olduğum ve gurur duyduğum, yaşamınıza saygı duyduğum ve uğrunda yaşamayı sevdiğim ve Tanrı’ya korumama izin verdiği şükrettiğim sizler “beyaz adam”sınız ancak bu çağda sizin bir suretiniz yok ve sizler sadece hayal ürünüsünüz. Önce boş bir beyaz kağıt üzerinde yaratıldınız sonra daha bilinçli ve gerçek hale geldiniz, sizler bilim adamı, uzmanlar, teknisyenler, kapitalistler, işçiler, hükümet, insanlar, kurumlar, gruplar, partiler, örgütler, şirketler, dindarlık, nezaket, yakışıklılık ve kutsal kitaplarda bahsedilen, insanlığı kurtaran yüce insanlar peygamberler, imamlar, azizlerin özüsünüz. Tüm bunlara rağmen sizler, bunların hiçbiri değilsiniz. İnsanın tüm yetenek ve bilgileri sizde toplanmış ve sizler size gelenlerin hepsinin yerine onlara ilahi hikmetle doğrudan konuşma fırsatını vermek amacıyla çoğaltıldınız. İnsan bilimler ve teknolojiler aracılığıyla sizi biçimlendirebilir ve siz dünyayı birleştirebilirsiniz. Siz toplumun bireyle ve bireyin toplumla olan iletişiminde aracısınız. Her insanın Tanrı’yla ayrı ilişkisi vardır, siz dünyanın mutlak temsilcisisiniz ve insanlığın hizmetindesiniz.
Siz, her bir insanın istediği şekildesiniz.
İnsanın duyguları ve kalbi o kadar değerlidir ki kendini dünyanın merkezinde, dünyanın, tüm kaynakların, madenlerin, sistemlerin, tarzların, kitapların, okulların, eylemlerin, şarkıların ve edebiyatın sahibi gibi hissetmelidir. Dünya üzerinde ve diğer planlar kapsamında tüm bireyler bu fırsata sahip olmalıdır.
Bir insan diğer tüm çağdaş insanlarla iletişim kurmalı ve sahip olduğu fikirleri, düşünceleri, görüş ve tutumları diğerleriyle paylaşmalı ve onlara danışmalıdır. Tüm bireyler bu fırsattan yararlanmalıdır.
“İdeal dünya”mda bu yetenek ve diğer denemeleri kaleme aldım. Araştırmalarımı devam ettirmek isterim, fikirlerimi doğrulayabilirim ve uygun görürseniz projemin sorumluluğunu üstlenmeyi isterim.

Aliakbar Ebrahimi
Kuramcı ve World Unit TV ve
İdeal Dünya’nın yaratıcısı.
İlkbahar 2006 

mobile phone: (0090) -  0539 297 68 35

 

.

.

.

پیشنهاد

واقعيت مجازي و ديگر تكنولوژي ها و علوم همچنان در حال پيشرفت هستند. پيشرفتهايي كه حاصل خواهد شد و امكانات و توانايي ها و فرصتهايي كه بشر در آينده با آنها مواجه خواهد شد، قطعا زندگي را تغيير خواهند داد. اينكه اين تغييرات چه و چگونه خواهند بود، چه و چگونه مي توانند باشند و چه و چگونه بايد باشند، موضوعاتي قابل بررسي هستند. در مورد اين موضوع كه اين تغييرات چه و چگونه بايد باشند يا اصلا كاري انجام نشده، يا آنگونه كه لازم است كاري انجام نشده و يا كارهاي خوبي انجام شده و من اطلاع ندارم
اما كار من در مورد توليد ايده هاي آرماني و مطلوب و ايده آل بي نظير است. جامعه علمي مي تواند در معدن نبوغ من به جستجو و استخراج و تولید ايده و طرح بپردازد و پس از نقد و اصلاح و كامل كردن ايده هاي من و يافتن جايگاه بعضي از ايده هايم و قرار دادن آن ايده ها در آن جايگاهها و تنظيم كردن ايده هاي ديگرم با آن چند ايده مرجع و نقد و اصلاح و کامل کردن مجدد ایده ها، وقت و تحقيقات خود را نيز با اين پروژه تنظيم و هماهنگ كند. من با توجه و تمركز و انديشيدن به نيازها و اوامر انسان و با الهام گرفتن از غيب، خيالپردازي مي كنم و زندگی مطلوب و آرمانی فرد و جامعه در شرايط و محيطي ایده آل را تصور مي كنم تا علوم و تكنولوژي هاي معاصر به سمت آن مدل و چشم انداز آرمانی حركت كنند
شايد بتوان ايده ها و طرحها و تحقيقات و پروژه و نبوغ و فلسفه و سبك مرا به كمك دو ايده زير معرفي و بيان كرد: تو كه عشق زميني من هستي و من با يافتنت خوشبخت شده ام و به يافتنت افتخار مي كنم و به تو مغرورم و بخاطر تو برای زندگی احترام قایلم و زندگی را دوست دارم و از خدا متشكرم كه شرايط آشنايي من و تو را با آفرينش هستي فراهم كرده، انسان سفيد نام داري و در عصر من هنوز هيچ تصوري از تو نيست و هنوز خيالي هستي و به واقعيت تبديل نشده اي. تو ابتدا در كاغذ سفيد و سپس به شكلهايی عینی تر و واقعي تر متبلور و متولد مي شوي. تو محصولی از عصاره خوبی های مجموع دانشمندان و متخصصان وتکنسینها و سرمایه داران و کارگران و دولتها و مردم و اصناف و تشکلها و گروهها و احزاب و سازمانها و شرکتها و خوش اخلاقها و انبيا و اوليا و منجياني كه از كتابها و اديان و افسانه هاي مقدس مي آيند و زمين را نجات مي دهند و صالحان و مقربان و خوبان و زيبايان و مودبان هستي و در عين حال به هيچ وجه هيچ يك از ايشان نيز نيستي. تمام توانايي ها و دانش بشري در وجود تو جمع است و تو به تعداد مراجعان و ناظران كپي مي شوي تا امكان گفتگو و تعامل مستقيم و حضوري با عقل كل كه خود تو هستي، براي هر فرد انساني فراهم باشد. بشر مي تواند به سمت ساختن تو پيش رود و تو مي تواني دنيا را متحد كني. تو نماينده جامعه براي تعامل با فرد و نماينده فرد براي تعامل با جامعه هستي. ارتباط هر فرد با خدا كاملا شخصي و فردي است و به تو مربوط نيست. ارتباط فرد و خدا فقط به خود خدا و فرد مربوط است. تو حاكم مطلق زمين و مدير جامعه و خادم هر فردي. تو براي هر فرد همانگونه هستي كه وي در هر لحظه دوست دارد تو آنگونه باشي
دل و احساسات هر فرد بينهايت ارزشمند و گرانقدر است و فرد انساني بايد صاحب كره زمين و مركز زمين و مركز احساس جهاني و حاكم مطلق و تنها مبداء و مرجع و منبع و معدن همه كتابها و نظامها و ترانه ها و سبكها و مكتبها و حركتها و ادبیات باشد. اين امكان بايد با کپی زمین و یا با طرحی دیگر براي تک تک افراد انساني فراهم شود. یک فرد انسانی باید بتواند در یک لحظه با کل افراد انسانی معاصرش بصورت مستقیم و تک تک در مورد پندار، گفتار و رفتار آن لحظه خود و همچنین آنها، مشورت و تعامل کند. این امکان باید برای همه افراد انسانی فراهم باشد. در مقاله جهان آرمانی و در دیگر مقالات این قبیل آرمانها مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفته. مایلم پژوهشهایم را ادامه دهم و اگر از من درخواست شود ممکن است من بتوانم ایده ها و طرحهایم را تایید کرده و مسوولیت پروژه ام را نیز قبول کنم

علي اكبر ابراهيمي
نظریه پرداز و بنيانگذار
تلويزيون واحد جهاني و جهان آرماني
بهار هشتاد و پنج

 

 

+ نوشته شده در  Mon 30 Apr 2007ساعت 5:13 PM  توسط aliakbar Ebrahimi  |